مثل تموم عالم

مثل تموم عالم حال منم خرابه خرابه خرابه مثل تموم بختها بخت منم تو خوابه

تو خوابه تو خوابه سنگ صبورم اینجا طاقت غم نداره نداره نداره

طاقت اینکه پیشش گریه کنم نداره نداره نداره

حالی واسم نمونده دنیا برام سرابه

داد می زنم که ساقی می خونه بی شرابه

یادی نکردی از من رسم رفاقت این نیست

اشکی برام نریختی عشق و صداقت این نیست

دشمن راه دورم دردلم زیاده جاده به جز جدایی هیچی به من نداده

 

مثل تموم عالم حال منم خرابه خرابه خرابه

مثل تموم بختها بخت منم تو خوابه تو خوابه تو خوابه

سنگ صبورم اینجا طاقت غم نداره نداره نداره

طاقت اینکه پیشش گریه کنم نداره نداره نداره

حالی واسم نمونده دنیا برام سرابه

داد میزنم که ساقی می خونه بی شرابه

یادی نکردی از من رسم رفاقت این نیست

اشکی برام نریختی عشق و صداقت این نیست

دشمن راه دورم دردلم زیاده جاده به جز جدایی هیچی به من نداده

برگرد

برگرد عاشق ترین همدرد آخر چگونه از خیالت بگذرم برگردو غمگینم مکن 

 

شبها ای آخرین رویا من بی تو از رویای خود تنهاترم تنهاتر از اینم مکن 

 

مرا بگیر آتشم بزنو جان بده به منو در سپیده جان روشن باش ¦º≈

 

 

مرا ببین ای که بی تو منم بی تو میشکنم ای تمام جهان با من باش 

 

شمع توام تو ببین در اشک من بنشین ای روشنای جهان رو سوی سایه مکن 

 

بی من مرو به سفر از گریه ام مگذر ای بی تو نگران از من گلایه مکن 

عشق کدوم غریبه

عشق کدوم غریبه یهو به جونت افتاد

 

چی شد که خیلی ساده عشقم و بردی از یاد

 

قلبم و بی تفاوت له کردی زیر پاهات

 

گول نگات و خوردم تو که فریب حرفات تو که فریب حرفات

 

آهای خبر نداری دلم داره می میره

بالا رفتن سن

بالا رفتن سن حتمی است...

اما اینکه روان تو پیر شود بستگی به خودت دارد!

زندگی را ورق بزن...!

استکان استکان چای را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش.

مبادا،مبادا. . . !

زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری دوست من

پایان آدمیزاد ....

نه از دست دادن معشوق است!

 نه رفتن یار!

نه تنهایی!

هیچ کدام پایان آدمی نیست....

آدمی آن هنگام تمام میشود و دلش پیر شود 

که دنبال رویاهایش نرود...

شاد باش و شاد کن و لذت ببر 

زندگی کوتاهست ...

زندگی تون به رنگ شادی...

 

سلام دوستان گل هر دوستی اینجا واسیه من نظر میده خواهش میکنم هر چقدر از من ناراحت هم باشه اسمشو بنویسه همینکه بدونم هنوز کسی کسایی منو هرچند که ناراحت هستند منو دنبال میکنن باعث خوشحالیه فداتون شاید باعث دوباره جون گرفتن و فعال بودن بشه شاید شاید

سلام به دوستان عزیز که یادی از این بنده فقیر  میکنن ممنون و سپاسمیدارم که همچین دوستهای خوبی. دارم من کوچیک همه شما هستم زنده باشین اگر قابل بدونید این واتس منه فداتون بشم پیام بدین خوشحال میشم 09371557578

 

غمت اتیشی

غمت آتیشی زده به قلب من یه حرارتی که خاموش نمیشه ♫♪♭

رنگ معشوقو میگیرن عاشقا داغ عشق هرگز فراموش نمیشه !!!

تشنه ‌ی قدم زدن کنارتم کوله‌ بار غیرتم رو دوشمه ♫♪♭

صدای غریبی که یاری میخواد از یه خیمه‌ای هنوز تو گوشمه!!!

دستمو بگیر تو دوراهی ‌ام وقت انتخابه وقت رفتنه ♫♪♭

سرگذشت عاشقای واقعی فصل آخرش از سر گذشتنه

 

تا میگم که این سرابو نمیخوام میگی دل بکن بیا خوش اومدی ♫♪♭

تا میگم تشنه‌ ی عشقم تو میگی حر من به کربلا خوش اومدی!!!

یه نفر همین روزا عطر تو رو واسه دنیا میاره با پیرهنش ♫♪♭

یوسفه یعنی به کنعان نمیاد ماها باید برسیم به دیدنش!!!

دستمو بگیر تو دوراهی ‌ام، وقت انتخابه وقت رفتنه ♫♪♭

سرگذشت عاشقای واقعی فصل آخرش از سر گذشتنه!! نمیبخشم کسیو که دنیام رو خراب کردهرگز

حست دروغه

حست دروغه و قصه دروغه و…!

امسال هم گذشت؛ اما نبودی و…

رفتی بدون من؛ تاریکه عیدِ من رفتی و بد زدی،

از ریشه قیدِ من!

سخته که از یادم بره…

تنگه دلم واسه دلت؛

خاطراتت با من گره خورده آسمون بیادش زمین؛

تو هنوز بر این باوری که هرکی بره بُرده!

این مهم نبود واسه تو؛ کی به جون خرید نازتوُ؟

اون که رفتی و سخت زمین خوردش…

اون هنوز تو پاییزه ها!

هر یه برگ که میریزه؛

با هر برگ میمردش!

تو میری و صدات آهسته تر میشه چشام میبینه و آهسته؛ تر میشه

چه اجبار بدی!

آینده ی تلخی درونم ریشه کرد، حسرت ولی بدخیم!

گذشته حال من را ساخت در آینده

هنوزم گریه بارونه؛ به رفتار تو میخنده!

تو تا کی در منی؟ این را نمیدانم!

ببار باران، کویرم من…

سخته که از یادم بره...

تنگه دلم واسه دلت؛

خاطراتت با من گره خورده

هر یه برگ که میریزه؛

با هر برگ میمردش!

دوست عزیزم

سلام دوست عزیزم خوشحالم که خوشحالی انشاالله به حق علی که همیشه دلت خوش باشه ممنون که به یادم بودی پیام دادی سپاس ❤❤❤❤❤🌷🌷🌷

دیگه می تونی بری

دیگه میتونی بری تا همین حد کافیه

خاطراتمون فقط این وسط اضافیه

من که هر چی داشتم پای چشمات دادم 

اول این بازی از نفس افتادم

بغض من باروته خنده هات کبریته 

عشق دلگرمیمه عشق سرگرمیته

تا ته خط یادمه قول دادم باشم 

مگه حوا بودی که من آدم باشم

چیزی از گذشتمون جا نذاری واسم

دیگه وقت رفتنه عشق بی احساسم

من که حال بدم با تو بهتر میشد

تو رو که میدیدم خستگیم در میشد

بغض من باروته خنده هات کبریته

عشق دلگرمیمه عشق سرگرمیته

تا ته خط یادمه قول دادم باشم

مگه حوا بودی که من آدم باشم

بغض من باروته خنده هات کبریته

عشق دلگرمیمه عشق سرگرمیته

تا ته خط یادمه قول دادم باشم مگه حوا بودی که من آدم باشم

برفت ان یار

برفت آن یار وازما مهر برداشت

 

خیالش هم مراآسوده نگذاشت

 

به فایز  آنچه  کرده   آن  جفاجو

 

نه باور کرددل نه عقل پنداشت

دل آگه چه محتاج برید است

چه حاجتمند پیغام و نوید است؟

 

خبر  از  حال  فایز  یار   دارد

چه لازم دیگرش گفت وشنید است؟

 

مرا در پیش  راهی پر ز بیم  است

 

از این ره در دلم خوفی عظیم است

 

برو فایز میندیش از مهابت

 

که آنجا حکم با رب رحیم است

نه ازدل می رود بیرون خیالت

 

نه از یادم رود یک دم وصالت

 

معاذ الله  رود  از  یار  فایز

 

رخ و ذلف و لب ودندان وخالت

 

گرت با ما نگارا میل سود است

 

منم بایع مبیعت این دل ماست

 

بت فایز مکن دیگر اقاله

 

که ما را هم شهود و هم سجلهاست

به رویش زلف اندر پیچ وتابست

 

همان این اضطراب از التهابست

 

از آن فایز سیه فام است زلفش

 

که دایم در جوار آفتابست

 

دلم از دست خوبان چاک چاکست

 

تنم از هجرشان اندوهناکست

 

چو فایز خورده باشد تیر غمزه

 

زتیر طعنۀ دشمن چه باکست؟

 

زمن ببرید جانان باز پیوست

 

شکست عهد کهن آیین نو بست

 

بحمدالله غمین برخاست دشمن

 

به بزم دوست هر بالا نشینی ماهتابست

 

نه هر سنگ وگلی در خوشابست

 

نه هرکس شعرگوید فایزاست او

 

نه هر ترکی زبان افراسیابست

 

نه چشم است آن که چشمانش ندیده ست

 

نه گوش است آن که صوتش ناشنیده ست

 

زفایز پرس حسنش پای تا سر

 

که شبها رنج بی خوابی کشیده ست

جیر جیر

✍

جیر جیر جیر 

 

صدای ناموزونِ شب 

ریختِ بی حوصله ی ماه 

 

و نورِ کج و کوله ی ستاره 

 

دهن باز کرده خیابان

عبوری نیست 

این جیر جیرک ها پایکوبی دارند 

 

این شهر خُفته

نور ناملایم است

می کوبَد به پنجره نفسی باد 

 

وَ منی خسته تر از این شب ها

 

عشق

 

‌«عشق»

 

عشق،

تنها عباراتی نیست که اتفاقی بیان می‌شوند

در یک لحظه، بدون فکر کردن

‌

عشق بدون کلام احساس می‌شود

با لبخند، با در آغوش کشیدن

‌‌

عشق،

‌‌

گاهی اوقات هرگز نمی‌آید، چون بی‌صدا از تو عبور می‌کند

به دنبال کسی است برای عاشق شدن.

‌

گاهی می‌رسد اما دیر

کسی جایش را گرفته

‌‌

عشق،

‌

مرزی ندارد، فاصله نمی‌شناسد، مکان ندارد

سن نمی‌شناسد

‌

می‌آید و گم می‌شود

در نغمه‌ای، در لبخندی 

در اشکی، در میان مردم‌‌

‌

عشق،

‌‌

بخشیدن است بدون سرزنش کردن

برای فراموش کردن، از نو شروع کردن

 

چیزی نگفتن و در سکوت قدم زدن

فداکاری کردن، بدون چشمداشت

‌

عشق ...

 

این روزها کسی به خودش زحمت نمیده

این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند !

زیبایی هایش را بیرون بکشد ...

تلخی هایش را صبر کند ...

 

آدمهای امروز ، دوست های کنسروی می خواهند !

یک کنسرو که درش را باز کنند و یک نفر شیرین و مهربان

از تویش بپرد بیرون !

 

و هی لبخند بزند و بگوید 

 حق با توست

 

وقتی یه نفر بهت میگه

 

وقتی یه نفر بهت میگه "قدرمُ بدون"

بفهم انقدر دوستت داره

که اگه بخواد هم، نمیتونه، با وجود شکستگیایِ قلبش ازتو، ازت دست بکشه...

کسی که میگه"قدرمُ بدون"

میخواد بیشتر هوایِ دلشُ داشته باشی

کمتر بشکنی

کمتر داغونش کنی....

میخواد بگه تورو خدا بفهم که هیچکس مثل من نمیتونه، بلد نیست دوستت داشته باشه...

حتی انقدر نگرانه برات

که میترسه یه روز بمیری از حسرت نداشتنش...

روزی

روزی 

"گنجشکها" 

را "رنگ"می کردند 

و جای"قناری"می فروختند

این روزها"هوس" را "رنگ" 

می کنند و جای"عشق" 

می فروشند آن 

"روزها"مال 

"باخته"می شدی 

و این"روزها"دل"باخته".

 

اسمان

آسمان

نور "خورشید"

را می خواهد

من "چشمان"

تورا را...

او گرمای"آفتاب"

را میخواهد

من "دستان"

تو را...

 

 

والا بخدا

 

وفادارى كمياب شده

اگه پيداش كردى ولش نکن

 

مادر بزرگم همه تلفن هایش میگفت:

مادر بزرگم آخرِ همه‌ی تلفن‌هایش میگفت:

کاری نداشتم که!

زنگ زده بودم صداتون را بشنوم

ما هم که جوان و جاهل،

چه می‌دانستیم صدا با دل ِ آدم 

چه می‌کند...

هیچوقت به تهش فکر نکن

هیچوقت به تهش فکر نکن

چون ممکنه برسی به غم

ته زندگی به این قشنگی، میرسی به مرگ

ته یک روز خوب، ممکنه برسی به شب پر از فکر و خیال

ته یک خاطره قشنگ،

ممکنه برسی به یک یادش بخیر

از حس و حال الانت لذت ببر

در لحظه زندگی کن

به تهش فکر نکن

 

 

همه قول موندن میدن

هَمه قول موندن میدن ،

امّا همه سر قولشون نمیمونن ...

تکیه دادن به آدمی که

ناگهان ازت فاصله میگیره ، 

مثل پَریدن توی دریا

به امید نجات غریقیه که

دست و پا زَدنت رو میبینه

وَ کاری برات انجام نمیده ...

تو مُمکنه از غرق شدن نجات پیدا کُنی ،

اما دیگه هیچ‌ وقت دل به دریا نمیزنی ...

 

شب نیست

شب همیشه به تمامی 

شب نیست...

چرا که من می‌گویم...!

چرا که من می‌دانم...!

که همیشه در اوج غم 

یک پنجره باز است

پنجره‌ای روشن...

و همیشه هست…

 

 

هیچ روزی تکرار نمی شود

هيچ روزی تکرار نمی‌شود

هيچ شبی، دقيقاً مثل شب پيش نيست

هيچ بوسه‌ای، مثل بوسه‌ی قبل نيست

و نگاه قبلی مثل نگاه بعدی

روزها، همه زودگذرند

چرا ترس، اين همه اندوه بی‌دليل برای چيست؟

هيچ چيزی هميشگی نيست

فردا كه بيايد، امروز فراموش شده است...

حواستان باشد!

حواستان باشد !

اینجا خیلی زود ، دیر می شود !

جایی که همه چیز تاریخ مصرف دارد ؛

حتی آدم ها ، حتی رابطه ها ...

این روز ها کسی حال و حوصله ای برایِ غرور و قهرهایِ طولانی ندارد !

باید مراعات کرد ، باید مراقب بود ، قبل از این که دیر شود !

آدم هایِ خوبِ زندگی تان را سنجاق کنید به دایره ی اولویت و حواستان ،

و روابط عاطفی و شخصی تان را لحظه ای به حالِ خود رها نکنید !

به خاطرِ خودتان می گویم ...

زمانه ی خوبی نیست !

مبادا چشم باز کنید و ببینید ، همان کسی که تا دیروز برایتان جان می داد ؛

غریبه ترین آدمِ دنیایتان شده !

آدم هایِ امروز ، راحت عوض می شوند ،

راحت تغییر مسیر می دهند ،

و خیلی راحت ، فراموش می کنند !

به آدم هایی که هنوز خوب مانده اند ؛

نه بهانه ای برایِ تغییر بدهید ،

نه فرصتی برایِ بد شدن !

مراقبِ دلبستگی هایتان باشید ...

فکر کردی ادم ها چه جوذ از چشم می افتند

فکر کردی آدم‌ها چه جور از چشم می‌افتند؛

حتما که نباید یک چاقو را تا دسته توی پشتت فرو کنند،

یا تویِ خیابان با کسی ببینیشان،

یا گُل از گُل شکفتنشان به وقت حرف‌زدن با دیگری را تماشا کنی...

آدم‌ها با وقت‌هایی که باید باشند و نیستند از چشم می‌افتند،

با حرف‌هایی که میدانند گفتنشان از این رو به آن رو میکند زندگی‌ات را ولی لب از لب باز نمیکنند،

آدم‌ها با عکس‌هایی که باید و نمیفرستند،

با لبخند‌هایی که باید و نمیزنند،

با شب‌بخیر هایی که باید قبل از پلک‌بستن بگویند و نمیگویند،

با دلتنگی‌هایی که باید...

از چشمانت می‌افتند و تمام میشوند...

الهی

الهی

وقتی ‌تو با منی، هیچ غمی نیست

وقتی تو در منی، هیچ منی نیست

وقتی تو بر منی، هیچ کمی نیست

 

 پس ‌آنگونه در برم گیر

 تنها اراده تو‌ جاری باشد و بس🌸🍃

 

درتو گم شده ام

در تو گم شده ام 

 

باید یا دستت 

در دستانم باشد 

یا اینکه مرا 

در کنارت بگیری... 

دیگر فاصله هارا

 نمی شناسم 

فاصله فرصت ها را

 از من گرفت 

ندیدن تو 

زهر به جانم می ریزد 

رنگ رخسار من 

از نداشتنت

 این چنین به زردی گراییده 

آخر چه نیروی؟ 

چه تدبیری می تواند 

تو را به من برساند 

همه ی راه ها

 را رفته ام 

تمام آدم های 

شهر را برای آوردنت بیدار کردم 

چگونه 

این تقدیر را

 به دوش بکشم 

در کدامین روز من گناه 

کرده ام 

که اکنون این چنین عذاب می کشم 

و در فاصله ها زنجیر شده ام 

تو بگو...

عید بر همه مبارک

سلام عرض ادب امروز عید سادات عزیز هستش به خودم هم تبریک میگم 

🌸🌸عــید

🌸🌸سعید

🌸🌸غـدیر

 🌸🌸خـم

  🌸🌸بـر

   🌸🌸شما

      🌸🌸مبارک

          🌸🌸عیدتون مـبارک🌸

 

شمع دل ما حسرت پروانه ندارد

 

•┈••✾~🍃❣🍃~✾••┈•

 

شمع دل ما حسرت پروانه ندارد

عمریست که دل میل به پیمانه ندارد

 

غم مشتری دائم همسایه ی ما بود

چندیست که جز در دل ما خانه ندارد

 

ای عشق چه میشد که پس از مرگ بیایی

شهر دل ما طاقت ویرانه ندارد

 

ای بغض سراسیمه کمی دست نگهدار

دیوار ترک خورده ی ما شانه ندارد

 

رفتی و دگر دست مرا نای قلم نیست

این کوچه دگر شاعر دیوانه ندارد

 

•┈••✾~🍃❣🍃~✾••┈•

ای اشک اهسته بریزغم زیاد است

 

ای اشک آهسته بریز غم زیاد است 

ای شمع آهسته بسوز شب دراز است

 

امروز کسی محرم اسرار کسی نیست

ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

 

هر مرد شتر دار اویس قرنی نیست

هر شیشۀ گلرنگ عقیق یمنی نیست

 

هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد 

هراحمد و محمود رسول مدنی نیست

 

بر مرده دلان پند مده خویش نیازار

زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست

 

خشنود نشو دشمن اگر کرد محبت

خندیدن جلاد ز شیرین‌ سخنی نیست

 

جایی که برادر به برادر نکند رحم

بیگانه برای تو برادر شدنی نیست ...

 

┅✶❤✶┅

 •❥● ●❥•